تبليغاتX
بالاتر از سطح گه
حتما این نامه های بچه هارو به خدا دیدین یا شنیدین..یکی برام فرستاده بود بعضیهاش خیلی باحاله حتی برای بار چندم:

?Dear God,Did you mean for giraffe to look like that or was it an accident

Dear God,instead of letting people die and having to make new oneswhy dont you just keep the   ones you got now  

?Dear God,I went to this wedding and they kissed right in church ,is that ok

.Dear God,Thanks you for babay brother,but what I prayed for was a Puppy

Dear God, I bet you it is very hard for you to love everybody in the whole world,there are only 4 people in my family and I can never do it

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 0  توسط AzerilA  | 

چند روز پیش وقتی میخواستم سوار اتوبوس بشم یه دختر بچه کوچولو رو دیدم با مامانش..

این دختر واقعا یک فرشته بود..به غایت زیبا بود..یه فرشته کوچولو زیبا و ناز...

با اینکه چند ثانیه بیشتر ندیدمش و اینجا از این بچه های کوچولو و ناز خیلی خیلی زیاده اما هنوز گاهی یادش می افتم..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 21  توسط AzerilA  | 

خیلی وقته که تنبل شدم تو نوشتن..در صورتی که باید بنویسم بهش احتیاج دارم.البته این ترم خیلی مشغول درسم و حسابی ازمون کار میکشن..بگزریم

المپیک زمستونی تورین ۲۰۰۶ که با قهرمانی آلمان تموم شد در واقع اولین المپیک زمستانیه که برام معنی و مفهوم یک رویداد بزرگ ورزشی رو پیدا کرد.برای اروپاییها واقعه مهمیه که خیلی بهش اهمیت میدن.سوید هم اگه اشتباه نکنم ۷ مدال طلا گرفت و هفتمین مدالشون در هاکی روی یخ مردان بودکه اهمیت زیادی داره و فینالش هم در آخرین روز المپیک برگزار میشه.

این فینال حساسیت زیادتری داشت چون بین سوید و فنلاند برگزار میشد.دوتا کشور همسایه که کل کل زیادی تو مسابقال ورزشی بخصوص همین هاکی دارن.۳ تا دوست فنلاندی همه دارم که دوتاشون عشق هاکین ..دختره که بازی که میشه واقعا استرس داره..بازی نیمه نهایی رو خونه فنلاندیه دیدم ولی متاسفانه چون درس داشتم نتونستم فینال رو ببینم که سوید ۳ بر ۲ برده بود..

ایران هم یکی دوتا اسکی باز داشت که بین ۹۸ کشور ۹۲ شدن!!راضی هم بودن..به هر حال نباید انتظار زیادی هم داشت.امکانات اصلا با هم قابل مقایسه نیست.راستی یه بار رفتم اسکی (البته اسکی پیاده روی که با اسکی کوهستان فرق دار)ولی همش رو زمین بودم..دقیقا همش رو زمین بودم..خیلی سخت بود...بدیش اینکه همینطور که داری با هیکل گندت مثل گربه ها چهار چنگولی رو زمین غلط میزنی بچه های کوچولو و نیم وجبی ویژژژژژژژژ از کنارت رد میشن..یه مادری بچه اش رو آورده بود که اسکی بهش یاد بده و واقعا بچه تازه راه رفتن یاد گرفته بود...یعنی به سختی راه میرفت..باور نمیکنین ولی اسکی به پاش کرد و راش انداخت...خب انتظار دارین که ورزشکارای ما با اینا رقابت کنن؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 21  توسط AzerilA  |